تبليغاتX
مدرسه راهنمايي سعدي
مدرسه راهنمايي سعدي
فعاليت هاي مدرسه
قالب وبلاگ
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 12:38 ] [ خانم اعظم رجبي ] [ ]

داستان تعلیم تسبیحات حضرت زهرا (س) چیست؟

 شیخ صدوق می‏گوید: از حضرت امیر مؤمنان روایت شده که آن حضرت به مردی از «بنی سعد» فرمود: آیا می‏خواهی از خودم و فاطمه برایت سخن بگویم؟!
حضرت فاطمه در خانه‏ ی من بود. او با مشک آب، آنقدر آب آورد که بند مشک در بدن او اثر کرد، آن قدر با آسیاب دستی کار کرد که دست‏هایش تاول زدند، آنقدر خانه را جارو زدند که لباسهایش تیره رنگ گردید و آنقدر زیر دیگ ،آتش روشن کرد که لباسهایش سیاه رنگ شد.
من به او گفتم: کاش نزد پدرت رسول خدا(ص) می‏رفتی و از او خادمی درخواست می‏کردی؟تا آن خادم عهده ‏دار اینکارها می‏شد. فاطمه(س) نزد پیامبر رفت. وقتی بر پیامبر(ص) وارد شد دید عده ‏ای با پیامبر گفتگو می‏کنند. از شرم و حیا چیزی به پدرش نگفت و برگشت.
پیامبر(ص) از آمدن فاطمه فهمید که با ایشان کاری دارد. فردا صبح زود پیامبر(ص) به خانه ما آمد .آن حضرت سلام کرد. جواب دادیم و گفتیم: علیکم‏ السلام یا رسول الله! بفرمائید.
آن حضرت آمد نشست و فرمود: دخترم فاطمه! دیروز چه کار داشتی که نزد من آمدی؟
فاطمه شرم کرد که جواب بگوید. من جواب دادم و گفتم: آنقدر آب آورده که بند مشک در بدن او اثر کرده، آن قدر آسیاب‏ دستی چرخانده که دستهایش تاول زده، آنقدر خانه را جارو زده که لباسهایش تیره گردیده و آنقدر آتش زیر دیگ روشن کرده که لباس‏هایش سیاه گردیده است، من به او گفتم که کاش نزد پدرت می‏رفتی و خادمی درخواست می‏کردی.

پیامبر اسلام(ص) فرمود: آیا نمی‏خواهید چیزی به شما یاد بدهم که از خادم بهتر است؟! هنگامی که می‏خواهید بخوابید، 34 بار «الله اکبر»، 33 بار «الحمدللّه» و 33 بار «سبحان الله» بگوئید. فاطمه گفت: از خدا و پیامبر خدا راضی شدم.[1]

در ادامه مناسب است به چند روایت در مورد فضیلت تسبیحات حضرت زهرا(س) اشاره كنم:

تسبیحات حضرت زهرا(س) كه عبارت از 34 مرتبه الله اكبر و 33 مرتبه الحمدلله و 33 مرتبه سبحان الله است، مصداق "ذكر كثیر" است كه در قرآن به مؤمنان دستور داده شده كه فراوان خدا را یاد كنید: "یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكراً كثیراً؛ ای كسانی كه ایمان آورده اید! یاد كنید خدا را، یاد فراوان".[2]

زراره می گوید: امام صادق(ع) فرمود: "تسبیحات فاطمة زهرا(س) مصداق ذكر كثیر است كه در قرآن آمده: "اذكروا الله ذكراً كثیراً".[3]

امام باقر (ع) فرمود: "اگر چیزی بهتر از تسبیحات حضرت زهرا بود، پیامبر آن را به فاطمه می آموخت".[4]
امام صادق (ع) فرمود: "تسبیح زهرا (س) در هر روز بعد از هر نماز محبوب تر است نزد من از خواندن هزار ركعت نماز مستحبی ".[5]
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 12:33 ] [ خانم اعظم رجبي ] [ ]
 رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران  

فردا روز زن است، روز زنی است که عالم به او افتخار دارد. روز زنی است که دخترش در مقابل حکومت های جبار ایستاد و آن خطبه را خواند و آن حرف را زد، آن حرف ها را زد که همه می دانید.

26/2/58

روز بزرگی است، یک زن در دنیا آمد که مقابل همه مردان است. یک زن به دنیا آمد که نمونه انسان است، یک زن به دنیا آمد که تمام هویّت انسانی در او جلوه گر است. پس روز، روز بزرگی است. روز شمار زنان است.

27/2/58

اگر روزی باید روز زن باشد، چه روزی والاتر و افتخارآمیزتر از روز ولادت با سعادت فاطمه زهرا(س) است، زنی که افتخار خاندان وحی و چون خورشیدی بر تارک اسلام عزیز می درخشد.

15/2/59

این ولادت با سعادت، در زمان و محیطی واقع شد که زن به عنوان یک انسان مطرح نبود و وجود او موجب سرافکندگی خاندانش در نزد اقوام مختلف جاهلیت به شمار می رفت. در چنین محیط فاسد و وحشتزایی، پیامبر بزرگ اسلام دست زن را گرفت و از منجلاب عادات جاهلیت نجات بخشید. و تاریخ اسلام گواه احترامات بی حد رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، به این مولود شریف است، تا نشان دهد که زن، بزرگی ویژه ای در جامعه دارد که اگر برتر از مرد نباشد، کمتر نیست.

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 12:27 ] [ خانم اعظم رجبي ] [ ]
[ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 9:47 ] [ خانم اعظم رجبي ] [ ]
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاك
شاخه های شسته، باران خورده، پاك
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت گرم كبوترهای مست
نرم نرمك می رسد اینك بهار
خوش به حال روزگار!
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخك كه می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به كام
باده رنگین نمی نوشی ز جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می كه می باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر كامی نگیریم از بهار
گر نكوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
[ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 11:2 ] [ خانم اعظم رجبي ] [ ]

گوهر زیبای طبيعت آيه و نشانه توحيد است

 فانظُر الي آثار رحمت الله كيف يحيي الارض بعد موتها انَّ ذلك لَمُحي الموتي و هو علي كل شي ءٍ قدير

پس اي انسان ديدگان بگشا و آثار رحمت نامنتهاي الهي را مشاهده كن كه چگونه زمين را پس از مرگ و دستبرد خزان باز زنده مي گرداند محققاً بدان همان خداست كه مردگان را هم پس از مرگ باز زنده مي كند و او به قدرت كامله ذاتي برهمه امور عالم داناست ( سوره روم /50)

بهاران مي رسد بار ديگر شاهد شكوفايي گلهاي زيباي بهاري و جان گرفتن عالم طبيعت هستيم فصل بهار فرا مي رسد به ظاهر براي ما نوروز است و نشانه اراده و حضور نفس خداوند در ريز ريز و جز جز عناصر اين عالم هستي

تحول و دگرگوني در عالم طبيعت عالي ترين نشانه هاي توحيد خداوند است فصلي نه تنها زيبا را براي  ديدگان ما به ارمغان مي آورد بلكه ما را به تامل و تفكر و تدبر در دنياي هستي مي كند كه چگونه مردگان زنده مي شوند.

فصل بهار هر سال زماني براي ما تكرار مي شود نسل به نسل ما آن را مشاهده مي كنند پديده اي كه همگان در مشاهده آن توفيق ديدار پيدا مي كنند و در آغاز بهار نگاه لطيف دوست و عنايت حضرت حق را در  سرشار نمودن حيات طبيعي از نعمت ها و رحمت خود آن را به نظاره مي نشيند.

قرآن كريم چه زيبا در توصيف اين پديده الهي كلام جاري مي كند و انسانها را به تفكر و تامل در آن فرا مي خواند تا بشر در غفلتي ناباورانه از فراگيري فراموشي بر ذهن و فكركه فرو  رفته است باز آيد و خود را در چرخگاه انديشه توحيدي به گردش در آورد و در اين گردش است كه حيات حقيقي مي يابد و طراوت پيدا مي كند ٬ بهار همانند تكرار باران است.

يعني همانطوري كه اگر ريزش باران تكرار نشود طراوت عالم طبيعت تضمني ندارد و سبزگونه هاي شاخه هاي درختان و گياهان به زيبائي مجسم نمي شوند.فصل بهار تكرار باران است كه حيات ما را سبز مي كند و در پي خود نه تنها شعف ٬ شادي ٬ سلامتي٬ شور و شوق ٬ زيبانگري را بهمراه دارد بلكه مهر معرفت و زندگي سرشار از عشق به رحمت خدا را در ما جوانه مي زند و پنجره دل ما را به روي عشق به معبود و خداي يكتا مي گشايد.

افكار و انديشه هاي در رسوب هاي خاكستري پائيزي شده اند دوباره مي توانند زنده شوند و حيات پيدا كنند و به زندگاني سرشار از سبزيهاي اميد برسند و فرداي سبزو روشن را براي خود رقم زنند

طبيعت با لبان بهار به رويمان گلخنده  مي زند و زندگي سرشار از تبسم  اميد و شادي را براي ما به ارمغان مي آورد لكن بايد دانست كه طبيعت عمر ما هم روزي بر لبان مرگ بوسه خواهد زد و خزان زندگي فرا خواهد رسيد با پايان عمر اين دنيائي ٬ سفري ديگر و حضور در منزلي تازه آغاز گر يك مرحله ديگر از زندگي دربي است كه  بروي ما گشوده خواهد شد و آنان كه باور ندارند تا زندگي آغازين ما در مرحله پس از مرحله محقق خواهد شد و فراز انديشه هاي مادي و اين دنياي آنان به آسمان حيات ديگر نمي رسد بهار بهترين نشانه و راهبردي شدن و تحقق حيات ديگر و معاد و رستاخيز است.

 لذا قرآن كريم ما را به تفكر و تامل فرا مي خواند و مي فرمايد:

يُخرِجُ الحَيّ  من الميّت و يخرج  الميت مِن الحي و يحي الارض بعد موتها و كذلك تُخرجون

( سوره روم/19)

خداست كه زنده را از مرده خارج مي كند و مرده را از زنده و زمين را پس از فصل خزان و مرگ گياهان باز
( به نسيم جانبخش بهاريش) زنده مي گرداند  و همين گونه شما را هم از خاك بيرون آورد

 

[ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 10:58 ] [ خانم اعظم رجبي ] [ ]
[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 12:9 ] [ خانم اعظم رجبي ] [ ]

درمان حسادت:
«غبطه» و «حسادت»

«حسادت» آن است که انسان از نعمت دیگران ناراحت شود و آرزوى از بین رفتن آن را داشته باشد.

«غبطه»، انسان از نداشتن خود آزرده خاطر است؛ نه از بهره‏مندى دیگران. در نتیجه آرزو یا تلاش نمى‏کند که نعمت از دیگرى سلب گردد؛ بلکه از نعمت دیگران خوشحال است و دعا و تلاش مى‏کند که خود نیز به آن برسد. معمولاً در نعمت‏هاى عبادى و معنوى، مِثلِ حالِ خوش در نماز و سجده نسبت به دیگران، حالت غبطه به انسان دست مى‏دهد

حسد، نه تنها زیانى براى شخص مورد حسد (محسود) ندارد؛ بلکه چه بسا به نفع او و به ضرر حسود است؛ زیرا به فرض که حسادت دیگران موجب غیبت یا تهمت او شود؛ این کار باعث از بین رفتن گناهان او و به دوش کشیده شدن آنها توسط حسود نیز مى‏گردد. در حالى که انسان خردمند، هیچ گاه ضرر خود را نمى‏خواهد و چه ضررى بالاتر از حسدورزى

آنچه که حسود در مقام عمل باید انجام دهد، چیزى است که در آغاز بر او بسیار تلخ و ناگوار مى‏باشد. البته دارو تلخ است؛ ولى سرانجام شیرین دارد. حسود باید آنچه را دلش مى‏خواهد، نکند. براى مثال اگر دلش مى‏خواهد که از کسى بدگویى کند و رسوایش سازد، دهان خود را ببندد و دندان بر جگر بگذارد و کلمه‏اى بر زبان نراند؛ اگر آزردن کسى را مى‏خواهد، او را نیازارد؛ اگر مى‏خواهد براى نابودى یا سرنگونى کسى به وسایلى متشبث شود، نشود و به طور کلى خواسته دل را زیر پا بگذارد»

حِقد (کینه)

پنهان کردن دشمنى در دل است و آن از ثمره غضب است؛ زیرا غضب وقتى خود کینه از امراضى است که بر باطن آدمى سنگینى مى‏کند و روح از آن متألّم و در آزار مى‏باشد.
همچنین کینه، انسان را از بساط قرب الهى و از وصول به ملکوت اعلى و همدمى ساکنان عالم قدس باز مى‏دارد و صاحب خود را از آنچه شیوه اهل ایمان است و از بشاشت، شکفتگى، رفق، مهربانى، فروتنى و تلاش براى حوایج مردم و همنشینى با آنان و رغبت به یارى وغمخوارى آنها منع مى‏کند و همه اینها درجات او را در دین کاهش مى‏دهد و بین او و رفاقت با مقربان حائل مى‏شود.
مثلاً امام حسن عسکرى(ع) فرموده‏اند: «رنجورترین و کم آسایش‏ترین مردمان، فرد کینه‏توز است»، (تحف العقول حرّانى، ص 263).
راهکارهاى عملى مبارزه با حِقْد و کینه‏توزى
1ـ تصمیم قاطع بر اینکه کینه کسى را به دل نگیرید.
2ـ به دیدن کسانى که نسبت به آنها کینه دارد، بروید.
3ـ بر خلاف حقد و کینه، با همه رفاقت و محبّت کنید.
4ـ بدى‏هاى دیگران را فراموش کند و از آنها در گذرید.
5ـ توجه داشته باشید که کینه داشتن نسبت به دیگران، گناه است و آثار سخت اُخروى در پى دارد، به همین دلیل از کینه دست بردارید.
6ـ هدیه دادن

از پیامبر اکرم(ص) است که ایشان فرموده‏اند: «هدیه دادن کینه‏ها و کدورت‏ها را از سینه‏ها مى‏زداید»،
7-از سوء ظن به افراد به ویژه فرد مورد نظر اجتناب کنید

 قرآن خطاب به مؤمنین می فرماید «ای کسانی که ایمان آورده اید از ظن بد به دیگران اجتناب کنید زیرا بسیاری از آنها واقعیت ندارد و گناه است علاوه بر این سوء ظن زمینه گناهان دیگری همچون تجسس در امور دیگران و سپس گناه کبیره غیبت را فراهم می کند

8- اعمال دیگران به ویژه فرد مورد نظر را حمل به صحت کنید.
9- از منفی بافی نسبت به خود و دیگران دوری کنید و هرگاه افکار منفی و سوء ظن نسبت به دیگران به ذهنت آمد خود را به کار دیگری مشغول کنید و کانال فکری خود را به سرعت تغییر دهید.
10ـ مهمانى و ضیافت دادن نیز موجب از بین رفتن کینه مى‏شود

امام صادق(ع) مى‏فرمایند: «آتش کینه‏ها را با مهمانى دادن خاموش کنید»،

توجه داشته باشد که کینه باعث مى‏شود که فرد در جامعه تنها شود، به همین دلیل از کینه دست بردارید.
12ـ به خود تلقین کنید که هیچگاه و در هیچ شرایطى نسبت به کسى کینه‏اى به دل نگیرید و در غیر این صورت خود را با صدقه دادن و روزه گرفتن، جریمه کنید.
امید است با شناخت بیشتر نسبت به حِقد و کینه توزى و آثار زیان بار آن و نیز با اجراى دقیق راهکارها، این رذیلت زشت اخلاقى را از خود دور سازید.

غرور و درمان غرور
غرور به معنی فریفتگی به داشته ها و جذابیت های غیر حقیقی و علائق دنیوی است که باعث می شود انسان از یاد خدا غافل شود و معنویت و سرمایه های حقیقی سعادت خود را فراموش نماید و در نتیجه آن به انواع بیماری اخلاقی و روانی مانند عجب, تکبر, خودخواهی و مانند آن مبتلا گردد
منشأ غرور چند چیز است:
1ـ جهالت: یعنى اعتماد قلبى شخص به اینکه عمل روحیه و صلاح است در حالى که در واقع چنین نیست.

 2ـ وسوسه‏هاى شیطانى: پیروى از هواى نفس و شهوت.

 3ـ پیروى از غضب و انتقام‏جویى.

 4ـ دوستى دنیا و دنیاطلبى. خداوند چند جاى قرآن شخص مغرور را مذمّت نموده و از فریب‏خوردگى برحذر مى‏دارد. عمده‏ترین عامل غرور که در قرآن به آن اشاره شده، غرور نسبت به دنیا و مادیات است

[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 12:1 ] [ خانم اعظم رجبي ] [ ]

فاطمه کیست؟

فاطمه وارث همه مفاخر خاندانش، وارث اشرافیت نوینی که نه از خاک و خون و پول، که از پدیده وحی است. آفریده ایمان و جهاد و انقلاب و اندیشه و انسانیت و بافت زیبایی از همه ارزشهای متعالی روح.

انا اعطیناک الکوثر/فصل لربک وانحر/ان شانئک هوالابتر

به تو "کوثر" عطا کردیم. ای محمد، پس برای پروردگارت نماز بگذار و قربانی کن.همانا، دشمن کینه توز تو همو "ابتر"است.

امام صادق علیه السلام فرمودند: حضرت فاطمه زهرا عليها السلام در روز بیستم جُمادى الآخر در حالی که چهل و پنج سال از ولادت نبی اکرم صلّى الله عليه و آله می گذشت متولد شد. او هشت سال در مکه و ده سال در مدینه و هفتاد و پنج روز پس از وفات پدرش زندگی کرد. ایشان روز سه‏شنبه سوم ماه جُمادى الآخر سال یازدهم هجرى از دنيا رحلت نمود. و سبب وفات حضرت آن بود كه قنفذ غلام عمر به امر او با تهِ غلاف شمشیر به سینه ایشان ضربه زد، و حضرت زهرا مُحسِّن را سقط نمود و بدين جهت به شدت مريض شد. و نگذاشت احدى از آن افرادى كه وى را اذيت كرده بودند نزد او وارد شوند.

آن دو نفر صحابی پيامبر خدا ( ابی بکر و عمر ) از امیر المومنین عليه السلام خواستند تا برای آن دو از حضرت زهرا عليها السلام اجازه حضور بگیرد. لذا امیر المومنین عليه السلام هم این را از حضرت زهرا عليها السلام خواست و ایشان پذیرفت. وقتی آن دو بر حضرت وارد شدند گفتند: اى دختر پيغمبر خدا! در چه حالى؟ فرمود: خداى را شكر، خوبم. سپس به آن دو فرمود: آيا نشنيديد كه پيامبر خدا می فرمود: فاطمه پاره ‏اى از تن من است، كسى كه او را اذيت كند مرا اذيت كرده و كسى كه مرا اذيت كند خدا را اذيت كرده است؟ گفتند: بلی. فرمود: بخدا قسم كه شما مرا اذيت كرده‏ايد!

امام سپس فرمود: پس آن دو از نزد حضرت خارج شدند در حالى كه آن بانو بر آنان خشمناک بود. "

 

اگر چه عمر شریفه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از هجده سال تجاوز نکرد، اما در ابعاد مختلف زندگی می تواند الگوی مناسبی برای بانوان باشد. از جمله موارد می توان در مورد حجاب ایشان الگو پذیری داشت. با توجه به منابع تاریخی، پیرامون حجاب حضرت می توان مواردی را به شرح ذیل نام برد:

حضرت در امر حجاب بسیار مواظبت می نمودند، تا آنجا که در مقابل افراد نابینا هم بی مبالاتی نداشتند، مرد نابینایی وارد منزل ایشان شد. حضرت برخاستند و به اتاق دیگر رفتند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: دخترم! این مرد نابیناست.

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمودند: پدر اگر چه او مرا نمی بیند، ولی من که او را می بینم و او بوی من را استشمام می کند….

همچنین تا آنجایی که ضرورت نداشت، حضرت از خانه خارج نمی شدند. حتی زمانی هم که حضرت برای ایراد خطبه وارد مسجد شدند و برای احقاق حق و ابطال باطل سخن رانی کردند در عین حفظ حریم و عفت بودند. حضرت امام حسن علیه السلام در کیفیت این حضور حضرت در جمع می فرمایند:

مادرم روسری بر سر نمود و چارقد بلند خود را پوشید … در حال راه رفتن بگونه ای بود که لباسش به پا گیر می کرد (کنایه از این که پوشش کامل رعایت شده بود.) … او در میان زنان انصار از خانه خارج شد… همچون حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم با وقار و متانت حرکت می نمود
[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 14:5 ] [ خانم اعظم رجبي ] [ ]

فاطمه(س) عصاره مظلوميّت علي(ع) است.

فاطمه(س) آفریننده تبسّم بر لبان علي(ع) است.

فاطمه(س) التيام بخش جگر دندان خورده علي(ع) است.

فاطمه(س) با زندگي با علي(ع)، در گام گام علي(ع)، لحظه لحظه و تنفّس علي(ع)، سر نوشت علي(ع) تاثيري جاودانه و ملموس دارد.

 فاطمه(س) به عنوان تماميّت حسين(ع)

فاطمه(س) حلاوت شهادت است.

فاطمه(س) ظهور جلوه حقّ در كربلاست.

فاطمه(س) بنيان گذار قيام حسين(ع) است.

فاطمه(س) خونش از حنجره حسين(ع) مي جوشد.

فاطمه(س) شيرش در وجود حسين(ع) مي خروشد.

فاطمه(س) آميزه ي شكوهمند مظلوميّت و فرياد حسين(ع) است.

فاطمه(س) والي حسين(ع) است در كربلا و منادي اوست در عاشورا

حسن(ع) بلوغ بُردباري فاطمه(س) است.

حسن(ع) بُعد ديگر منشور فاطمه(س) است.

حسن(ع) شير صبر از جان مادر نوش كرده است.

حسن(ع) پاره هاي سرخ جگر فاطمه(س) است كه بر طشت مي ريزد.

[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 14:3 ] [ خانم اعظم رجبي ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ
آخرين مطالب
امکانات وب